تبليغاتX
خاطرات من
احساسی

I Love You Is Not Good

.I Love for You Is Better

برای x

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

شیطنت

احساسی وادبی

قولم به پدربزرگم....

به پدر بزرگم قول دادم مثل هرسال، آخر ماه رمضون 1

 

قرآنو کامل خونده  و بهش تحویل بدم.

 

اما امثال یه عالمه جزء عقبم اومدم بگم برام دعا کنین

 

 که امثال هم بتونم به قولم عمل کنم.

 

البته اینم بگم که شب های قدر، بهترین زمان برای

 

جبرانه، آخه تقریبا تا سحر بیدارم.

 

فقط دعا کنین.

 


8 گل  

نوشته شده توسط سیمین در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 0:44


وقت افطار همیشه برای همه دعا می کنم برای سلامتی همه پدر مادرا برای شفا همه بیمارا برای خوشبختی همه جوونا برای همه اونایی که یه چیزی ازشون یاد گرفتم (منظورم معلما و استاداو...)ولی

 نمی دونم چرا همیشه وقتی می خوام برای خودم یه چیزی از خدا بخوام خجالتم میاد.

یک سال پیش به یکی قول دادم براش سر نماز دعا کنم اگه بهتون بگم هیچ وقت نتونستم حتی پیش خودم جایی که هیچکی نیست  براش با اسم کوچیکش دعا کنم شاید باورتون نشه ،همیشه  اونو همونجوری که تو جمع صدا می کردم دعا می کنم،البته دقیقا از همون روزی که قول دادم سر نماز همیشه براش دعا می کنم وبرای سلامتی خودش و خانوادش هم ،با تسبیح حدود صد تا صلوات می فرستم  البته اینم بگم  همونجور که من رو قولم هستم اون نه، مثلا بهم قول داد بیاد بهم سر بزنه که نیومد بهم قول داد که منو از خودش بی خبر نذاره که الان یه چند وقتیه که نمی دونم داره چیکار میکنه، راستی یه عیدی هم ازش طلبکارم البته زیاد هم ازش دلگیر نیستم یعنی نمی دونم چرا نمی تونم از دستش ناراحت شم الان هم نمی دونم چرا اینارو دارم براتون می نویسم. شایـــــــــد دلـــــــم براش تنگ شده. البته شایــــــــــــــــــد.


10 گل  

نوشته شده توسط سیمین در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 ساعت 0:59



ظلمت شکافت .زهره  را دیدیم و به ستیغ بر آمدیم

آذرخشی فرود آمد.وما را در نیایش فرو دید.

لرزان .گریستیم.خندان. گریستیم.

رگباری فرو کوفت:از در همدلی بودیم

سیاهی رفت . سر به آبی آسمان سودیم.در خور آسمانها شدیم ....

سایه را به دره  رها کردیم . لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم

 

سکوت ما بهم پیوست. وما ......ما شدیم.

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید.

آفتاب از چهره ما ترسید. نهفتیم وسوختیم

هرچه بهم تر . تنهاتر

از ستیغ جدا شدیم:

من به خاک آمدم وبنده شدم . تو به بالا رفتی و خدا شدی.


6 گل  

نوشته شده توسط سیمین در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 10:31


چرا؟؟؟؟؟؟خداجون چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

خداجون من بعد از مدتها دارم دوباره باهات درد دل می کنم

خداجون چرا آدما همیشه به فکر خودشون هستند هیچ وقت

 برای طرف مقابلشون اهمیتی قائل نیستند. خداجون هزار تا

چرا دارم از یکی که جوابمو نمیده خودمم جوابی براشون ندارم

آخه چرا بعضی ها دیگرانو  وابسته خودشون میکنن و اونوقت خیلی

راحت به طرفشون میگن فراموشم کن. واقعا فراموش کردن به همین

راحتیه که اونا میگن.

خداجون چرا من من که ازت چیز زیادی نخواستم چرا باهام لج میکنی

هروقت که میگم حتما قسمت این بوده به خودم میگم آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا همیشه در اوج خوشحالی ضد حال میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه بار از یکی از استادام پرسیدم چرا خدا ضدحال میزنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اون گفت ضد حال میزنه بگه که من هم هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما من همیشه میدونم که اون هست.

اما آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


4 گل  

نوشته شده توسط سیمین در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 0:58


این چند روزی که نبودم برای خودش جریاناتی داره که بعدا تعریف می کنم:

۱- خندیدن های زیاد

۲-فوت شدن عمه ی بابام که خیلی دوسش داشتم.

راستی فردا هم می خوام برم نمایشگاه کتاب


یک گل  

نوشته شده توسط سیمین در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 17:3


خسته از

692828w7nr4hbkng.gifخسته و پای پياده ،از دل شبها گذشتم692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifواسه به تو رسيدن ،همه پل هارو شكستم692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifاما تو يه روز برفی،پا رو عاشقم گذاشتی692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifگل اعتمادو بردی،منو دست غم سپردی692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifپشت سرم يه راه دور،يه دنيا آه و اشكهای شور692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifپيش روم،يه باغ گل،يه دنيا رازو چشمه نور692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifتا به كی رو شونه عشق،بار تنهائی رو بردم692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifتا به كی به پات نشستم،ثانیه هارو شمردم692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifاگه تو يه مهر جادو،رو تنه لطيف عشقی692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifميشكنم من اين طلسمو،كه رو سادگيم گذاشتی692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifميگذرن شبها و روزا،گريه ها معنی نداره 692828w7nr4hbkng.gif
692828w7nr4hbkng.gifاما من تو فكر فردام،فصل آغازی دوباره692828w7nr4hbkng.gif

تنها ترین تنها...


2 گل  

نوشته شده توسط سیمین در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 0:12


692828w7nr4hbkng.gifامشب (۲۸/۵/۸۷)شب عزیزی برام هست آخه دوستم با هام

 

آشتی کرده جواب اسمس هامو داد . به خاطر همین خواب از سرم

 

پریده. اصلاْ یه حس خاصی دارم نمی دونم چطوری براتون بگم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

 از زندگي ، از اين همه تکرار خسته ام 
 از هاي و هوي کوچه وبازار خسته ام 
            
 دلگيرم از ستاره و آزرده ام زماه 
 امشب دگر ز هرکه و هر کار خسته ام 
           
 دل خسته توي خانه تن خسته مي کشم  
 ديگر از اين حصار دل آزار خسته ام 
          
 تنها و دل گرفته و بي يار و بي اميد 
 از حال من مپرس که بسيار خسته ام
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

 

 

نفهميدم كه چشمه تو به من خيانت ميكنه

دلت پيشه قريبه اي ازم شكايت ميكنه

يه روز دل و دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم

ديگه نميخوام دروغي براي چشمات بميرم

تو اوني نيستي كه دلم يه عمري آرزوشو داشت

اون كه به پاش اين دلم من بود و نبودش و گذاشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

**************

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

عشق یعنی...!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

هرشب كه فرصت مي كنم جوياي حالش مي شوم
از خويش بي خود گشته و مست خيالش مي شوم
در آسمان آرزو هر دم صدايش مي زنم
چشمم چو بر رويش فتد محو جمالش مي شوم
در هر شب تاريك من بدر است ماه صورتش
از شرم اين ديدار نو من هم هلالش مي شوم
جاريست اشك از ديدگان هرآن كه يادش مي كنم
مقبول درگاهش شوم اشك زلالش مي شوم
سرگشته و حيران شدم دلتنگ و بي ايمان شدم
گويم به هر شيدا دلي خط است و خالش مي شوم
جوياي حالش مي شوم مست از خيالش مي شوم
با اين دل سودائيم رنج و ملالش مي شوم
تاريكي و ظلمت گذشت خورشيد از نو سر كشيد
انگار خواب است اينكه من غرق وصالش مي شوم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

هرشب كه فرصت مي كنم جوياي حالش مي شوم
از خويش بي خود گشته و مست خيالش مي شوم
در آسمان آرزو هر دم صدايش مي زنم
چشمم چو بر رويش فتد محو جمالش مي شوم
در هر شب تاريك من بدر است ماه صورتش
از شرم اين ديدار نو من هم هلالش مي شوم
جاريست اشك از ديدگان هرآن كه يادش مي كنم
مقبول درگاهش شوم اشك زلالش مي شوم
سرگشته و حيران شدم دلتنگ و بي ايمان شدم
گويم به هر شيدا دلي خط است و خالش مي شوم
جوياي حالش مي شوم مست از خيالش مي شوم
با اين دل سودائيم رنج و ملالش مي شوم
تاريكي و ظلمت گذشت خورشيد از نو سر كشيد
انگار خواب است اينكه من غرق وصالش مي شوم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط اناهیتا  | 

اس ام اس 

1-بر داشتن قدم های بزرگ در زندگی

..

..

پاره شدن شلوار را در پی دارد!





2- ما که رفتیم

..

..

کجا دنبالم راه افتادی!

..

..

دیونه میگم نیا

..

..

دارم می رم دستشویی!!





3-نفهم بی لیاقت احمق بی شعور

..

..

بی کسی می گن که قدر گلی مثل تورو نمی دونه !!





4- میدونم تا اس ام اس میاد دعا می کنی من باشم

..

..

می خواستم بگم دعات مستجاب شد.





5-لوتی ترین اس ام اس سال : چروک لباتیم بخند تا فنا شیم !!





6-بر سر راهت دامی از عشق پهن کردم

تو با سرعت از کنارش رد شدی

گفتی: میگ میگ



7-هه هه هه...

ببخشید یه لحظه قیافتو تو ذهنم مجسم کردم

نتونستم جلوی خندمو بگیرم





8-@@ میدونی این چیه ؟!

.

.

یکیشو بگیر دستت ...

.

.

ای قلوه قلوه قلوه







9-اگر دلت برام تنگ شده بیا پایین منو ببین!!

.

.

دیر اومدی رفتم!





10-زندگی بدون عشق =جمعه بدون یانگوم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

ماه من غصه نخور,زندگی جزر و مد داره

                                    دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور,گریه پناه آدماس

                                     تروتازه موندن گل. ماله اشک شبنماست

ماه من غصه نخور,زندگی بی غم نمی شه

                                           اونی که غصه نداشته باشه آدم نمی شه

ماه من غصه نخور,دنیارو بسپار به خدا

                                                هردومون دعا کنیم. تو هم جدا منم جدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

 

وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم

 

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست

 

گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم

 

يادمان باشد سر سجاده عشق

 

جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

 

يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند

 

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  | 

شب جمعه که یارم در مزاره         عرق در بین زلفش لاله زاره

خداوندا ابری بده بارون بباره         که یارم طاقته گرما نداره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط اناهیتا  |